اولین مسافرت مجردی بدون سارینا 92.5.24
سلام به عشق خودم و همه دوستان خوبم من چندروزی رفته بودم مسافرت البته بدون سارینا
من و هادی 2تایی وسارینا رو گذاشته بودم خونه مامانم اینا بخاطر همین نبودم چندوقتی وای دیروز برگشتیم اینقدر دلم تنگ شده بود برای عشقم که نگو هادی رو که میذاشتی 

و منم که به هادی
همش داشت فیلمها و عکسات نگاه میکرد و این چندروز خوب گشتیم برای خودمان و کلی هم لباس برای جوجه مرغ قشنگم که دلم برات یذره شده بود و دوست داشتم فقط یلحظه بدنت بو کنم و تو بغلم بگیرم بخاطر همین وقتی دیروز ساعت 8شب رسیدیم خونه سریع بابایی اومده و تورو اورد خونه وکلی قیافت عوض شده بود قیافت بیشتر دخترونه شده بود و کمی چشم نخوری تپل تر شده بودی و ولی همین که اومدی خونه بعد 10 مین رفتی خوابیدی منم چون بدنم و لباسام کثیف بود و هنوز حموم نرفته بودم فقط تونستم چندتا بوست کنم و بذارمت تو تخت و بخوابی و تا اینکه امروز صبح با هادی هوس خوردنت داشتیم و از حرص من بابارو میزدم و برعکس وتازه امروز صبح دیدم که2از دندانهای بالایتم نوک زده مبارک عشقم یه هفته ای هم میشه که دس دسی کردن و یاد گرفتی تا ما آهنگ میذاریم و دست میزنیم توهم دست میزنی و یکمی هم ادای بشکن زدن درمیاری.دیگه داری کم کم بزرگ میشی و خانوم میشی ولی از طرفی هم خوشحالم و هم ناراحت خوشحال ازاینکه دوست دارم تک تک لحظه های بزرگ شدن عشق زندگیم ببینم و ناراحت از اینکه داری بزرگ میشی و من این اصلا دوست 
با اینکه بزرگتر که بشی بامزه تر میشی ولی من نمیخوام.
قبل رفتن جای تو توتختت دایناسورت خوابوندم اینم عکسش

اینم بلزی که برات خریدم

اینم لباسهات







اینم حوله تن پوش برای گل سفیدم



اولین مسافرت مجردی بدون سارینا 92.5.24
