ساریناسارینا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 17 روز سن داره

دختر نازنینم سارینا

اولین مسافرت مجردی بدون سارینا 92.5.24

1392/5/30 12:25
نویسنده : مامی فریبا
169 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به عشق خودم و همه دوستان خوبم من چندروزی رفته بودم مسافرت البته بدون سارینانیشخندنیشخندمن و هادی 2تایی وسارینا رو گذاشته بودم خونه مامانم اینا بخاطر همین نبودم چندوقتی وای دیروز برگشتیم اینقدر دلم تنگ شده بود برای عشقم که نگو هادی رو که میذاشتی گریهگریهگریه و منم که به هادیخندهقهقهههمش داشت فیلمها و عکسات نگاه میکرد  و این چندروز خوب گشتیم برای خودمان و کلی هم لباس برای جوجه مرغ قشنگم که دلم برات یذره شده بود و دوست داشتم فقط یلحظه بدنت بو کنم و تو بغلم بگیرم بخاطر همین وقتی دیروز ساعت 8شب رسیدیم خونه سریع بابایی اومده و تورو اورد خونه وکلی قیافت عوض شده بود قیافت بیشتر دخترونه شده بود و کمی چشم نخوری تپل تر شده بودی و ولی همین که اومدی خونه بعد 10 مین رفتی خوابیدی منم چون بدنم و لباسام کثیف بود و هنوز حموم نرفته بودم فقط تونستم چندتا بوست کنم و بذارمت تو تخت و بخوابی و تا اینکه امروز صبح با هادی هوس خوردنت داشتیم و از حرص من بابارو میزدم و برعکس وتازه امروز صبح دیدم که2از دندانهای بالایتم نوک زده مبارک عشقم یه هفته ای هم میشه که دس دسی کردن و یاد گرفتی تا ما آهنگ میذاریم و دست میزنیم توهم دست میزنی و یکمی هم ادای بشکن زدن درمیاری.دیگه داری کم کم بزرگ میشی و خانوم میشی ولی از طرفی هم خوشحالم و هم ناراحت خوشحال ازاینکه دوست دارم تک تک لحظه های بزرگ شدن عشق زندگیم ببینم و ناراحت از اینکه داری بزرگ میشی و من این اصلا دوست ناراحتناراحتبا اینکه بزرگتر که بشی بامزه تر میشی ولی من نمیخوام.

قبل رفتن جای تو توتختت دایناسورت خوابوندم اینم عکسش

 


  اینم بلزی  که برات خریدم

 

 اینم لباسهات

 

 

 

 

 

اینم حوله تن پوش برای گل سفیدم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

نیلوفر
30 مرداد 92 22:48
ای جان. چه مامان باسلیقه ای. عزیزممممممممم حتما سارینا این مدت خیلی دلتنگ مامانش شده بود.


سلام نیلوفر جون خوبی عزیزم دلم برای همتون تنگیده بود.وای اره اینقدر دلمون برای سارینا تنگ شده بود که نگ هادی که همش فیلم و عکسای تو گوشیش ونگاه میکرد و میذاشتی گریه میکرد و منم که روز آخری داشتم دیونه میشدم.خودت چطوری خوبی .چه خبر چیکارا میکنی
مهین. مامان مهیار
5 شهریور 92 0:59
سلام عزیزم.قضیه چیه؟ کجا بودی؟ واقعا تونستی بدون سارینا؟؟؟؟
مهین. مامان مهیار
5 شهریور 92 1:00
مبارکش باشه عزیزم ایشالا به سلامتی تنش کنی
سمیه
13 شهریور 92 23:44
عالیه